23.04 08:43 > Rovii
Ehtemalan Az aarab.
20.04 12:58 > وجدان
نسل سید از کیست
آدم های پوچ به دنبال جویی حقیر میگردند به اندازه ی آنچا که بدنشان دستور میدهد. ججنین زندگی را به آن می اندازند . من چاهی را میشناسم که هزاران جنین مرده در آن جان میدهند
9.02 04:28 >

Ina aghayede shomast. ?
خدایان زیادی میتوانستند متولد شوند
و این زمین قانون دارد و این یعنی اما اگر .و ما زمین را به شما سپردیم و خود رفتیم به دااار به دووور به دادار.
15.08 20:59 > زلا
مدتی است که خسته ام از تمام چیزی که بودم ، از تمام مسئولیت هایی که پذیرفته بودم ، و از تمام هویتی که ساخته بودم، سعی کردم عوض کنم ، تمام اون چیزی که بود رو ، ...... الانم برگشتم سر نقطه اول ، خالی خالی ..... پشیمونم .... چون قبلا لااقل یه چیزی بودم ولی الان دیگه نه !!..صفر ....
15.08 17:56 > sasan20
khili bahali
اگر درین فاز هستید برای شما دریچه های زیبایی دارم رو به بینهایت نیروی وجودتان-
هر کتابی که کتاب باشد را بدونه خاندن مطالعه میکنم
این نیرو دست از سر من برنمیدارد دلم برای خاندن کتاب تنگ شده
بدونه خاستن در یک زمان چند نفر هستم و چند کتاب را می خانم یا در چند جا حاضرم در چند زمان و مکان دیگر در حالی که یک واحدم هزاران واحد دیگر هم هستم.
من مریضم. همین این مریضی من است. کاش توهمی بودم تا به یک مشاور مراجعه میکردم
به درونشان سفر کنید آنجا که یک سرزمین است
کسی که وجود ندارد اثری ندارد
راحتی برای رسیدن به راه های کم یاب لازم نیست
بی هوده زیستن با غرور را به من یاد دهید یادم رفته است
فاز متال از کلکین های بینهایتیست رو به غروب ماه
سفر های اوشو در کتاب چنین گفت زرتشت نیچه و بیناتش از هر آن چه در سفر زمانی اش دید.
و این کتاب هیچ گاه چاپ نشد جز چند جلد. که در آن از زمان عبور کرد و هر آنچه قبل از خاندن سفر کرده بودم را در آن خاندم و هر کتابی که میخرم این گونه است
و من قفل میکنم وقتی میبینم بدونه خاندن آنها این تصاویر در گذشته ای نزدیک به ذهن من آمده و حتا من آنها را نگاشته ام
مثلا دوباره کتابی به نام (بمراقبه،هنر وجد و سرور)از اوشو ترجمه احمقی به نام فرامرز جواهری نیا.
در یکی از موضوعات در مورد یوگا آمده بود که خود را دگرگون ساز و بی خابی و نا خوشی به سراقت می آید
یا این مطلب که ریازت جسمی سالها طول میکشد ولی تکامل روح زمان نمی خاهد که در این کتاب به اشتباه نوشنته شده جند روز طول میکشد
در حالی که دیوانه و عاشق زمان نمیشناسد و در یک لحظه زمان را نگه می دارد. این احتمالا یا از کامل نبودن اوشو است یا اشتباه مترجم است به هر حال هیچ کس بت نیست
و پرستیدنی نیست و دل تنگی برای این شخصیتها بی هوده است پرواز را عمل باید کرد تا رها شد از این زمین نفرین شده ی مردگان
وقتی به بدنم دستور دادم وقتی وارد سلول ها شدم و میلیارد هاروح شدم و موخوره موهایم را از بین بردم چندی گذشت که در کتابی خاندم...
معرفی فیلم : پرنده کوچک پرواز-چوکه تارا-خانه سیاه است- این 3 فیلم تنها فیلم های معاسر داخلی هستند که میتوان آنها را هنر دانست.مابقی تجارتند سیاستند و بر وقت ما خسارتند
دیالوگ های از فیلم (چوکه ی تارا) ...-مرد جنگ جو: من مردی ام از طبار تاریخ . هیچ سخنی از مردمان سرزمین من نیامد هیچ کس نمی داند بر سر ما چه آمد
دیدن old first:=:
Create your own WAP site (Wapka.Mobi)